“یک روز که گرگور سامسا از خواب تلخی بیدار شد، متوجه شد در رخت خوابش به یک سوسک غول آسا تبدیل شده است ”
وقتی اولین بار این جمله را در صفحه اول کتاب مسخ بخوانید تمام ذهنتان ناگهان متمرکز میشود که داستان چیست!؟ با خود میگویید شاید یک داستان تخیلی کم ارزش باشد ولی نیروی این جمله شما رامتقاعد میکند که به خواندن شاهکار کافکا ادامه دهید.شروع داستان به گونه خلاق اولین قدم نویسنده برای به وجود آوردن یک شاهکار ادبی است .شروع کتاب های ماندگار به ما ثابت میکند که این کتاب ارزش خواندن دارد . مثلا آلبر کامو در کل داستان بیگانه در پی این مفهوم است “کسی که به مرگ مادر خود بی تفاوت است برای کشتن دیگران آماده است ”

سوسک غول آسا

مسخ شاهکار کافکا

و داستان خود را اینچنین آغاز میکند “مامان امروز مرد ، یا شاید دیروز ،نمی دانم” آلبر کامو میتوانست از معرفی شخصیت اصلی داستان شروع کند ،میتوانست صحنه ای که شخصیت داستان در آن قرار دارد را مانند دیگر نویسنده ها توصیف کند اما از این هفت کلمه استفاده کرده تا نشان دهد چقدر برای پرداخت به مقدمه وقت کم است و چه مصیبتی در حال وقوع است .
دیوید سلینجر در آغاز کتاب ناتوردشت ،به طور مستقیم از طرف شخصیت اول داستان از این شروع معمولی که توصیف شخصیت اصلی داستان است انتقاد میکند و کتاب خود را این چنین آغاز میکند “اگر واقعا می خواهید از این ماجرا مطلع شوید، حتما اولین چیزی که می خواهید بدانید این است که کجا به دنیا آمده ام و بچگی مزخرفم چطور بوده و پدر و مادرم چه کاره بودند و قبل از دنیا آمدن من چه می کردند و همه این چیزهای مسخره دیوید کاپرفیلدی، اما راستش را بخواهید من حالش را ندارم این حرف ها را بزنم” همانند کامو، سلینجر نیز جان کتاب را در جملات ابتدایی آورده است در کتابی که یک نوجوان از جامعه خود بی محابا انتقاد میکند، بهترین روش شروع همین جملات است،جملاتی ساختار گریز و انتقادی . آغاز خلاقانه یک اثر از مهم ترین ارکان تشویق خواننده ، برای همراهی با نویسنده تا انتهای کتاب است .

لدت خواندن این کتاب ها را از دست ندهید .

تهیه شده در : brainclippy.com
  برچسب ها :



  نظرات