احساس بهتری نسبت به بدن خود داشته باشید .زیبا بودن به این معناست که خودتان باشید . شما احتیاجی ندارید که دیگران شما را بپذیرند بلکه احتیاج دارید تا مورد پذیرش خودتان باشید . ( Thich Nhat Hanh )

در سال ۲۰۱۳ برنامه ی روزانه من شامل خواندن کتاب های مربوط به رژیم غذایی و سپس رفتن به باشگاه های تناسب اندام بود . به همین دلیل همه نوع رژیم را امتحان کرده بودم و وزنم کاهش یافته بود . هنگامی که آخرین کتاب را می خواندم به دنبال چیزی می گشتم که پاسخ مرا بدهد . فکر می کردم که چیزی بیشتر از این ها وجود دارد . به جز اینکه چگونه ورزش کنم و چه غذایی را بخورم باید راه دیگری نیز وجود داشته باشد که سبب شود حس خوبی نسبت به خود داشته باشم . معمولا وقتی که ما به کاهش وزن فکر می کنیم به واژه های زیر میرسیم : رژیم ، ورزش ، سبزیجات و شدت زیاد تمرینات . این ها لغات خوبی هستند ولی نشان دهنده ی این می باشند که تغییر در خارج بدن رخ می دهد . چه اتفاقی می افتد اگر ما این کار را بر عکس انجام دهیم و شروع به تغییر خود از درون کنیم ؟ تنظیمات پیش فرض طبیعی بدن ما این است که سالم باشد . اگر ما از روح و احساساتمان مراقبت کنیم جسم ما به طور طبیعی شروع به مراقبت از خود می کند . برای این کار ۵ موردی که در ادامه بیان می شود به شما کمک خواهد کرد .

۱. کافی بودن

بگویید من به اندازه ی کافی خوب هستم . من متوجه شدم که همیشه به دنبال چیزی در خارج از وجود خود می گشتم ( مثل یک رژیم غذایی جدید یا تمرین های سخت ) تا مرا به اهدافم برساند و حتی زمانی فکر می کردم اگر ۵ کیلو از وزن خود را کم کنم خوشحال خواهم بود . ولی روح من این احساس را داشت که من به اندازه ای که خوب هستم به چشم نمی آیم . ما همیشه این حس را در وجود خود دارم . گاهی اوقات ما این حس را از جامعه و راه های غیر ممکن دریافت می کنیم و بسیاری از ما این را از دوستان و اعضای خانواده مان می شنویم . زمانی را به خاطر می آورم که یکی از همکارانم به من گفت بسیار چاق شده ای پس تصمیم گرفتم تا وزن خود را کاهش دهم . ما به خود سخت می گیریم تا آنچنان که دیگران می گویند خوب به نظر برسیم ولی مشکل اینجاست که هیچ وقت به آن نمی رسیم . اینکه حس خوب بودن را نداشته باشیم بسیار بد است . در این صورت به غذا هایی روی می آوریم که به ما آرامش بدهند ولی بعدا حس بدی را به ما منتقل می کنند . یک راز این جا وجود دارد : هیچ عددی روی وزنه وجود ندارد تا به شما احساس رضایت بدهد . چون این حس که از خودتان راضی باشید و احساس کنید خوب هستید یک حس درونی است . به اندازه ی کافی خوب بودن حسی است که روز به روز  ثانیه به ثانیه پیشرفت می کند و من به شما قول می دهم که با تمرین کردن به احساس رضایت درونی خواهید رسید .

۲. رها کردن

منظورم رها کردن اشتیاق نیست بلکه رها شدن از احساسی است که این اشتیاق را ایجاد می کند . به جای اینکه از احساسات خود فرار کنیم بهتر است به آن ها توجه کنیم . چه چیزی را به ما می گویند ؟ هفته ی گذشته به یک کافی شاپ رفتم . در آن جا احساس کردم که دوست دارم کلوچه و چیز های شیرینی که در حالت عادی نمی خورم سفارش دهم . وقتی که اشتیاقم شدید شد یک لحظه با خود فکر کردم و به احساساتم توجه کردم و فهمیدم که اصلا گرسنه نیستم . طولی نکشید که متوجه شدم در حال فکر کردن به بحث اخیری هستم که با یکی از اعضای خانواده ام داشتم می گفتم که باید اکنون قوی تر از او باشم ولی اینطور نبودم . پس از لحظه ای به احساساتم فکر کردم : عصبانیت ، شکست و خجالت و سپس به طور معجزه آسایی تمایل من به غذا های شیرین نا پدید شد . ممکن است تمایل ما به خوردن شکلات راهی برای فرار از تنهایی باشد ولی شاید راه های بهتری هم وجود داشته باشد . آیا واقعا خوردن این غذا ها می تواند شما را راضی کنند ؟ چه راه هایی سبب قانع کردن شما می شود ؟ دکتر Kelly Mc Gonigal در کتابش تحت عنوان The Willpower Instinct بیان می دارد که بهترین کار ها برای تسکین احساساتمان ارتباط با طبیعت ، عبادت ، قدم زدن ، صحبت با دوستان ، روزنامه خواندن و استراحت است . من این راه ها را امتحان کرده و نتایجی عالی به دست آورده ام .

۳. اعتماد داشتن

اعتماد کردن به بدنمان می تواند کار وحشتناکی باشد . زیرا ما سال ها به پیام هایی که از طرف بدنمان می رسید بی توجه بودیم چون آن ها را نمی فهمیدیم و هر طور که می خواستیم رفتار می کردیم . ما باید یک مترجم خوب برای ذهن و بدن خود داشته باشیم . من اکنون تلاش می کنم به این توجه کنم که بدنم چه احساسی دارد نه اینکه مغزم چه می گوید . آیا من واقعا میخواهم غذایم را تمام کنم ؟ یا اینکه آیا اندکی احساس سیری نمی کنم ؟ این کار همانند نواختن پیانو یا هر مهارت دیگری به تمرین و صبر بسیار نیاز دارد . من در بسیاری از مواقع دریافته ام که بدنم از مغزم باهوش تر است و بهتر درک می کند .

۴. دلسوزی و بخشش

ما به خود ضربه می زنیم زیرا فکر می کنیم این کار سبب می شود که ما بهتر عمل کنیم ولی فایده ای ندارد . در حقیقت مطالعاتی که انجام گرفته است نشان می دهد فکر های منفی که در رابطه با خود داریم سبب بی حسی و افسردگی می شود . بهترین راه این است که به خودمان بیاییم و به جای اینکه خود را سرزنش کنیم بگوییم ممکن است همه اشتباه کنند ولی چیزی که مهم می باشد این است که یاد بگیریم چگونه از آن اشتباه درس بگیریم . همه ی ما انسان های ناکاملی هستیم . بخشش خود ، پاد زهری است برای اشتباهاتمان .

۵. سپاسگذاری و قدر دانی

بدن هیچ کس نه من و نه شما کامل نیست . تجربیات مثبتی که در این دنیا به دست می آورید می تواند به تعالی شما کمک کند . تمریناتی برای قدر دانی از بدن وجود دارد که من آن ها را بسیار دوست دارم : به ۵ حس خود توجه کنید . بینایی ، شنوایی ، بویایی ، چشایی و لامسه . به چیز های خوبی که امروز توسط این حواس تجربه کرده اید فکر کنید مثلا :

بینایی : دیدن لبخند یک کودک

شنوایی : شنیدن صدای باد در میان درختان

بویایی : احساس بوی قهوه

چشایی : لذت بردن از طعم غذا

لامسه : احساس نرمی و لطافت بالش

راه های بسیاری وجود دارد که شما قدر دان بدنتان باشید هر چند که کامل نباشد . این یک حقیقت است که افرادی که سپاسگذاری را تمرین می کنند بهتر می خوابند و بیشتر فعالیت می کنند .

راه های دیگری را که برای داشتن حس خوب نسبت به خودتان را امتحان کرده اید این جا بیان کنید .

  منبع :
tiny buddha
  برچسب ها :



  نظرات