دلبند نام رمانی اثر تونی موریسون نویسندهٔ آمریکایی-اینگلیسی است که در ژانویه ۱۹۸۷ منتشر شد. این کتاب پس از انتشار با استقبال منتقدان روبه‌رو شد و پس از آنکه موفق به دریافت جایزه ملی کتاب و جایزه انجمن ملی منتقدان آمریکا نشد، تعدادی از نویسندگان اعتراض کردند. در سال ۲۰۰۶، روزنامه نیویورک تایمز دلبند را به‌عنوان بهترین رمان ۲۵ سال گذشته آمریکا انتخاب کرد.در سال ۱۹۹۳ موریسون به‌عنوان اولین زن سیاهپوست، جایزه نوبل ادبیات را دریافت کرد. در سال ۱۹۹۸ فیلم این رمان با کارگردانی جاناتان دمی و تهیه کنندگی و بازی اپرا وینفری ساخته شد. رمان دلبند توسط  است.

 

دلبند

سکوت! سکوت و دیگر چیزی برای گفتن نمی ماند! همین قدر کفایت می کند که بگویم از روزی که با تونی موریسون و “دلبند” اش آشنا شدم، کتابش را چسبانده ام به سلین و سفر به انتهای شب او! این دو کتاب هیچ ربطی به هم ندارند اما آن هایی که من را می شناسند شاید تعجب کنند که چگونه می شود بیایم و کسی را در صفحه ی علایقم همتراز و یا شاید بالاتر از سلین محبوبم قرار دهم! تونی موریسون و داستانی که سراسر رنج است. داستانی به واقع مملو از خشونت.. تجاوز .. درد.. شکنجه.. اسارت.. فرار.. آوارگی.. اشک.. شلاق و هر آنچه که می شود در تعریف خشونت گنجاند را در کتاب خودش تصویر کرده! تصاویری از خشونت هایی که نمی شود از آن ها چشم پوشی کرد. حکایت تجاوز و دزدیدن شیر زنی که فرزند شیرخواره اش مرده. نویسنده ای سیاه با حکایت زندگی برده های سیاه.

 

می خواستم برشی از این کتاب را مثل روال همیشه برایتان بنویسم. اما باور بفرمایید جدا کردن و انتخاب کردن یک پاراگراف از این کتاب برایم آن قدر سخت بود که ترجیح دادم فقط شما را به خوانشش تشویق کنم و به همین تک خط بسنده کنم:«اون جونورای سفید هرچی داشتم یا آرزوش تو سرم بود، ازم گرفتن و تازه رشته های قلبم رو هم پاره کردن. تو دنیا هیچ چیزی بدیمن تر از سفیدا وجود نداره – دیالوگ صفحه ۱۳۷

تهیه شده در : BrainClippy.com
  برچسب ها :



  نظرات